موضوعات اخیر

تعریف من


بیست و دو و بیست و هشت دقیقهٔ یکشنبه سی آبان هزار و چهارصد شمسی، پیشتر در این باره سخن به میان آورده‌ایم، یا باید اثبات کرد یا پذیرفت، چنین گمان می‌بریم.

بیست و دو و بیست و چهار دقیقهٔ یکشنبه سی آبان هزار و چهارصد شمسی، فارغ از خواست ما نان را به نرخ روز می‌خوریم نه قیمت دیروز یا فردا، زمان در حال عبور است و جا ماندن از آن حکم زوال است و فنا. احتمالاً گاهی زیرکی وفق دادن خویش است، در نهایت همه چیز صحبت هزینه‌هاست، کدام راه کیفیّت بهتر و هزینهٔ کمتری دارد. چنین به گمان ما رسیده است.

شانزده و یک دقیقۀ چهارشنبه بیست و شش آبان هزار و چهارصد شمسی، پیشتر در این خصوص سخن به میان آورده‌ایم، از منظر ما کیفیّت بالا احتمالا نمی‌تواند تهی از اخلاق باشد، چنین به گمان ما رسیده است. شانزده و سیزده دقیقۀ همین روز، “احتمالا” به کیفیّت بالا افزوده شد.

بیست و یک و چهل و چهار دقیقهٔ دوشنبه بیست و چهار آبان هزار و چهارصد شمسی، از منظر ما تقوا و قناعت هر جا هست گناه در سایهٔ آن نشسته است، اینها موضوعاتی درونی هستند همچون نبردی با خویشتن که خروجشان حکم زوالشان است، از طرفی ما نفس نمیکشیم که خِر خِر کنیم ما نفس می‌کشیم برای نفش کشیدن، اصراف نکردن با قناعت داشتن متفاوت است، در مجموع چنین به گمان ما رسیده است.

,

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *